تبليغاتX
ویرانگران سمپادی
 
سمپادیاش دستا بالا!
 
 
  سلامی دوباره! اینم یکی از بچه ها نوشته ...بخونییید.

یکی بود، یکی نبود. غیر از خدا و دبیر و بچه های کلاس هیشکی نبود.
ما سر کلاس بودیم(یادم نیست چه کلاسی!) که معاون تربیتی وارد کلاس شد.
گفت که اردوی تهران ردیف شده و...... هزینه اش هم 12هزار تومنه. تا اینو شنیدیم، کلی پریدیم بالا و پایین و خوشحال شدیم. گفتیم عجب اردوی مفتی! همه هستیم! (از بس این مدت هزینه های هنگفت اردو های جورواجور رو شنیده بودیم! همون 70 هزار تومن و اینا....)
بعد این خانم اضافه کرد:
بچه ها ببینید ما ظهر از اینجا راه می افتیم که دیگه ناهار با خودتونه، یه چیزی ام واسه شامتون بیارین که شب تو تهران بخورین. شب توی دبیرستان فرزانگان می خوابیم.صبح هم صبحانه می دیم و حرکت می کنیم به سمت نمایشگاه و دیگه چون جمع کردنتون اونجا سخته ، نهار اونروز با خودتونه. شب هم که توی راهیم. شام رو ما بهتون می دیم. تن ماهی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یه دفعه تمام خنده ها فروکش کرد.
گفتیم ببخشید پس این 12 هزارتومن پول چیه؟؟؟؟؟!!!! (غذا که هیچی!!! 12 هزار تومن واسه ماشین؟؟؟؟؟؟؟؟)
ببخشیدا ما نیستیم! اینجوری شد که کم کم همه کنار کشیدن
جز افراد معدودی که به هدف بهره مندی از کتب مفید راهی "نمایشگاه بین المللی کتاب تهران" شدند.
دیگه سفر چیز خیلی جالبی نداشت.
فقط این یکی جالب بود:
شب آخر توی راه مسولین شرمندمون کردن و یه غذایی بمون دادن که حسابی دلی از عزا دراوردیم!!!!!!!!!!! ما نشستیم توی پارک، رفتن برامون کباب آوردن! یه سیخ کباب گذاشته بودن لای نون سنگک. بعد فکر کنین ما چه جوری خوردیمش!!!!!!!!یعنی دیگه از دستامونو لباسامونو لبو دهنمون همینجوری روغن می ریخت.
!- البته لازم به ذکره که این غذا همراه با گوجه های گنده و دوغ و نوشابه و اینا هم بود.

Medium (Media) Blog طراحي و اجراي قالبهاي حرفه اي سايت ، بلاگ ، پرتال و جوملا! دانلود قالب رايگان Lovely Bear (خرس دوست داشتني) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط ویرانگر
 
 
 
 

سلام دوستای عجوج مجوج و کج ومعوج خودم!

حالتون چطوره؟! خوفیییییین؟! دلم براتون خیلی تنگ شده بود! ببخشید این یه مدت انقده گرفتاری ریخته بود سرم که فرصت نداشتم کف پامو بخارونم چه برسه به آن شدن و حتی آپیدن!!!

الانم فقط اومدم که اومده باشم و همه بدونین که ویرانگر زندس!!

گرچه بیشتر به مرده های متحرک شبیهم تا ذی حیات(چه شود!!!)

 

این دوستان( کتابخوار و دو نقطه دی)هم انقد لطف دارن که با آپای پی در پی و بامزشون دهن مارو سرویس کردن!!

میدونم که دلتون قلم منو میخواد منم روتونو نمیندازم زمین، بلکه میندازم هوا!

 

بگذارید از خودمان گوییم که تعریف از خود خوشتر از سخن یاران بی وفایمان می باشد!

 

اکنون که این طوماررا می نگاریم در پی وسیله ای میباشیم تا خود را باد بزنیم!! از شدت گرما در حال غش و ضعف می باشیم و در این کوره دریغ از یک وسیله خنک کننده نظیر: کولر،پنکه،خره(با تشدید بخوانید)،گاوه و ...

 

از همین فاصله ی دور بوی گند و تهوع آور مدرسه را حس می کنیم!
آنهم با کلاس های 33 نفره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!(دیگر نمیتوانیم اینگونه صحبت نماییم به حالت قبل باز می گردییم...اشتاخلا بومبا)

 

 

اصلا و ابدا حوصله ی درس خوندنو ندارم و فقط دلم واسه اخراجو این چیزا تنگ شده! وای که پارسال چی به من بدبخت فلک زده گذشتو دم نزدم! هر چی این کادر مدرسه ی محترم به پرو پای بنده  پیچیدن منم پیچوندمشون!! آخ که هیچ وقت یادم نمی ره خانم حسینی به خاطر یه چیز پیش پا افتاده به من گفت حقته اخراجت کنیم!!!

یا اونروزی که پروندمونو پرت کردن تو صورتمونو....منم مات وایسادم نگاهشون کردم و بعد...

انگار مثلا با پسر دیدنمون! هی خدا......... ای روزگار!

و اونموقع که دیگه حس درس خوندن نداشتیم!

و و و....

 

یا اونروز که بر اثر ورجه وورجه های بیش از حد گوشی اعدامی از توی جیب مبارکش افتاد و 100 تیکه شد و بعدش نگاه چپ چپ بچه های سال دوم و هول شدن ماو جمو جور کردنش در جیک ثانیه(که اگه یه لحظه دیر می جنبیدیم خانم میدانچی مچمونو در حال ارتکاب جرم می گرفت!!)

یا اونروز که سر کلاس زیست صدای زنگ سونی اریکسون از طرف ما درومد و من در حال سکته بودم که یکی از بچه مثبت های کلاس سرخ شد و خانم چراغی گفت:مگه ممنوع نیست؟!

نگو گوشیش از دیروز که رفته بیرون مونده تو جیب کیف مبارکش و

و اونم از ترس لو رفتن گوشیشو تحویل داد به دفتر و ما مردیم از خنده! اخه قیافش دیدنی شده بود!

 

یا ریلکسیشینای خانم قاسمی:

چشماتو ببند...فکرتو از چیزای بد خالی کن...الان تو یه باغی ...پر از گلو بوته و درخت...حالا را برو...دستاتو باز کن...بدو...حالا فکر کن دست اونی که دوستش داریو گرفتی...

و اینجا کلاس ترکید از خنده!!!!

زنگ تفریح یکی از بچه های مثبت به بچه شیطون کلاس با جدیت گفته بود: دست مامانتو گرفته بودی که انقد خوشحال بودییییییی؟! (وای که عجب آدمایی پیدا میشن)

 

 

حالا دوبار قراره اینا شروع شه!! ولی خوب منم یه فرقایی کردم!!!

الان خیلی خوشحالم!! نمیتونم واضح بگم دلیلشو...

 فقط اونی که یه روز می خواست با بچه بازیاش منو اخراج کنه خودش اخراج شد و من دلم خنک!!!

 

همون ضرب المثل معروف چاه مکن بهر کسی اول خودت دوم کسی!

 

 

خب باید برای آپای بعدی یه فکرایی بکنم!
از بچه های مدرسه و به خصوص کلاس 103 میخوام یارییییییییم کنن چون مخم دیگه نمی کشه!!

 

 

 

یا حق...

 

 

 

 

 

Medium (Media) Blog طراحي و اجراي قالبهاي حرفه اي سايت ، بلاگ ، پرتال و جوملا! دانلود قالب رايگان Lovely Bear (خرس دوست داشتني) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط ویرانگر
 
 
 
 

بازم سلام!

یکی از بچه های دوم یه مطلب به من داده که براتون بذارم که یکم عبرت بگیرید!

دوست عزیز من دستی تو این مطلب نمی برم کیفش بیشتره!

خیلی جالب بود من که لذت بردم!

امبدوارم نظراتون بترکونه!

با ما همراه باشید

 




چیزی شبیه به مقاله در <وصف دوم ها> با عنوان :<خسته نباشید> نامه

 


سلام به دوستای گلم♥♥♥
ایشالا که حالتون خوب خوبه. خدارو شکر امسالم با خوبی و خوشی تموم شد. و ما 9 ماه دیگه رو توی سمپاد گذروندیم. خیلی زود گذشتا...
یعنی همش 2 سال دیگه مونده...!
خلاصه اینکه دلمون حسابی تنگ میشه.واسه بچه ها، واسه مدرسه.
خداییش امسال واسه ما دوما خیلی سال سختی بود ها.خودمونیم. حجم زیاد درسا و البته خیلی چیزای دیگه. خوب ، هرچی بود گذشت بالاخره
ما هم کم نذاشتیما! گل کاشتیم. جا داشت مسئولین محترم یه تشکری از ما می کردن یا حداقل بعد از امتحان آخر بهمون یه
خسته نباشید
ی، چیزی، میگفتن. (آخه خدا رو خوش نمی آد دل این طفلکا رو اینجوری می شکنین ها)
اما افسوس! که این فریادها بی صداست!!! ( این جمله واستون خیلی آشنا نبود؟؟؟؟؟؟؟
!)

خوب عیبی نداره حالا که شما یادتون نبوده، ما از خودمون تشکر می کنیم و تا جا داره به خودمون
خسته نباشید می گیم!
دوستای عزیز! 59 نفر دانش آموز خوب و فعال دوم تجربی و ریاضی
خسته نباشید
!( از جمله خودم)
یه
خسته نباشید
واسه اینکه توی تمام این 9ماه ، هفته ای 3جلسه هشت ساعتی بودین!
یه
خسته نباشید
واسه اینکه هفته ای 3جلسه باید خودتون رو واسه ی کوییز ریاضی آماده می کردین!
یه
خسته نباشید
به خاطر تمام الافی های آمادگی دفاعی. (هم کلاسای مدرسه وهم کلاسای عملی) و سختی امتحان ترمش!
یه
خسته نباشید بخاطر اینکه شبای تست شیمی و فیزیک رو به سلامتی پشت سر گذاشتین و پدر کتاب ده استاد و اندیشه سازان و قلم چی رو در اوردین! (و البته سایر کتب تستی)
یه
خسته نباشید
واسه شما که بالاخره زبان فارسی رو با خون دل تموم کردین!
یه
خسته نباشید
واسه شماها که با هر جون کندنی بود یه تحقیق زبان فارسی ردیف کردین(........! ) و تحویل دادین!
یه
خسته نباشید
واسه ی شماها که تمام زنگای ورزش ادبیات می خوندین!
یه
خسته نباشید واسه پشت سر گذاشتن پرسشای استرس زای عربی!

یه خسته نباشید واسه بچه های فعال ردیفای آخر کلاس!!!
یه
خسته نباشید
واسه دومای ریاضی که امسال حسابی خودشون و کلاسشون و جد و آبادشون رو کوبندن تو سر تجربیای بدبخت! و البته...
یه
خسته نباشید
واسه بچه های تجربی که در مقابل این نیرنگ ها مقاومت کرده و کوتاه نیومدن و همچنان پر تلاش به راهشون ادامه دادن و هیچی هم کم نذاشتن!
یه
خسته نباشید
واسه در رفتن از زیر حل تمرینای طاقت فرسا(!) ی هندسه!
یه
خسته نباشید
به خاطر فعالیت های ننوشته ی دین و زندگی که از روی دفتر سفید می خوندین! ( بله! چی خیال کردین؟؟؟؟ ما حواسمون هست!!!!)
یه
خسته نباشید به بعضیا (!!!)که با وجود این همه درسای سخت، تونستن 6 یا 7 تا کلاس اضافه هم برن!

یه خسته نباشید به خاطر تحمل <مصیبت نامه> !
یه
خسته نباشید
به حدود 15نفر دوست تغییر رشته ای که آخر نفهمیدیم که اینا پارسال موقع انتخاب رشته حالشون خوش بوده یا نه. البته این عزیزان به 3 هدف چنین تصمیمی گرفتن!
1-نوعی........که سبب می شود فردی به رشته ریاضی رفته، برای رفتن به کلاس خصوصی زیست هزینه های هنگفت (!) بپردازد و سال بعد باسرافکندگی و پشیمانی به رشته تجربی برود در حالی که هیچ چیزی از رشته ی ریاضی عایدش نشده!!!!!!!!
2-تلاش برای <خود را برتر از تجربی ها نشان دادن> و ثابت کردن به معلم ها که < ما اینیم!> و < تجربیا کیلویی چند ؟!> و...
3-تعداد بسیار کمی هم که ظاهرا جدی جدی پشیمون شدن.

خوب...
یه
خسته نباشید به دومای ریاضی به خاطر پشت سر گذاشتن امتحان ریاضی سمپاد!!!
یه
خسته نباشید
به کل دوما که خداییش معرکه ان و همه ی معلما (بجز.......) ازشون رضایت کامل کامل دارن!
و یه
خسته نباشید
به بچه های تجربی برای تحمل یه کلاس شلوغ و پر سروصدای 35 نفره (!!!!!!) که البته انگار واسه سال بعدشون تدابیری اندیشیده شده!
یه تشکر از همه ی دبیرای خوب و بقیه ی دست اندر کاران...
و........ آخر هم یه
خسته نباشید
به خودم واسه اینکه خیلی نوشتم!

خوب، دوستای خوب! لطفا خوندن این مطلب رو به دوستانتون خصوصا دوما توصیه کنید! نظرتون رو هم راجع به این مطلب بنویسین. (البته نظر خصوصی نذارین چون من نویسنده وبلاگ نیستم و باید نظرتون رو اینجا بخونم)
امیدوارم تابستون پرباری داشته باشین!!!( فقط جون من کم درس بخونین تا ما هم بهتون برسیم دیگه...!)
مرسی و...
خسته نباشید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 

 

و آخر هم یه خسته نباشید به خودم که تمام خسته نباشیدارو رنگی کردم!!!

 

موید باشید دوستان

Medium (Media) Blog طراحي و اجراي قالبهاي حرفه اي سايت ، بلاگ ، پرتال و جوملا! دانلود قالب رايگان Lovely Bear (خرس دوست داشتني) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط ویرانگر
 
 
 
 

به به سلام به دوستای عزیز سمپادی خودم!!!

چطوووووووورین شما؟! خسته ی امتحانا نباشید(می دونم خیلی زود گفتم)

حالتووووووووووووون چیطوره؟! تابستون خوش میییییییی گذره که!؟

می بینم که کارنامه هام بتون دادنووووو حال می کنید! من که کارنامرو دیدم اینطوری شدم

اصلاً و ابداً نمیدونم چی آپ کنم! به قول ترانه   تابستونا هیچ سوژه ای برای آپیدن موجود نمیباشه!

اگه به موضوعات وبلاگ ما رجوع کنین می بینید که یک موضوع اندر آنجا مشاهده میشه که باهاش آشنا نیستید ! اما من میخوام در این پست شما رو با برگی از خاطرات ربیعی  آشنا کنم!
پست هایی با این موضوع رو از دست ندید!

 

سر کلاس دین و زندگی بودیم و بحث درمورد دوستو تاثیرات دوستو علاقه به دوستو ... بود!
و این که بعضیا در دوستی تا جایی پیش می رن که می خوان شبیه طرف مقابل رفتار کنن!
و خانم ربیعی اینجووووری شروع کرد!!

 

 

نوزادی سالم به دنیا میاد و تا دوره ی نوجوانی هم به سلامت زندگی می کرده! تا این که بعد از مدتی یک پاش شروع به لنگیدن می کنه(به طرز فجججییییییییییییییییی) !
مامی و بابی این بنده ی خدا نگران می شن و اونو به دکتر نشون میدن! دکتر اولی میگه این مشکلی نداره و همینطور تا دکتر آخر همین نظرو در مورد پای این بنده خدا داشتند!!!

وقتی بررسی می کنن می بینن که معلم کلاس اول این بیچاره پاش میلنگیده و این بشر خنگول هم از اون تقلید می کرده تا مث اون بشه!!!!

 

جالب تر از این خاطره فک و فامیلای خانم ربیعی هستن که وقتی تشریف می برن خونشون، شب می خوابن صبح بیدار میشن می بینن جوراباشون رو طناب در حال آفتاب گرفتن هستن!!(خدا از این فامیلا به ما بده که بوی گند جورابام همیشه مخل آسایش بچه ها بوده!)

 

 

 

 

!. در مورد اول به کلاس ما گفتن معلم کلاس اول و به 102 یی ها گته کلاس دوم!

!!.ریاضی شدم 16.5 و معدلم الحمدلله بالای 19 شد (کفو برو تو کارش(

!!!. اونطور که میگن بن مضارع خفتن خف بوده نه خسب(اما من مطمئنم خسبه)

!!!!. یه موضوع بدین واسه آپ بعدی!

!!!!!. از بروبچی که اردوی تهران بودن دعوت میشه خاطراتشونو میل(ایمیل منظورمه برنداری کاغذ بجوییی)کنن تا به اسم خودشون بزنیم تو وبلاگ!

 

 

 

با تشکر از همراهی شما!

 

دینگ دینگ

 

 



Medium (Media) Blog طراحي و اجراي قالبهاي حرفه اي سايت ، بلاگ ، پرتال و جوملا! دانلود قالب رايگان Lovely Bear (خرس دوست داشتني) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط ویرانگر
 
 
 
 

س ل ام!

خوبین؟!چطول مطولین شما؟!

چی می کنین با  امتحانا و تعطیلات میان امتحانی!؟ عشقو حاله ها!

راستش خودمم نمی دونم میخوام چی بنویسم…فقط میخوام بنویسم:دی

 



 

امتحانارو به گندی پشت سر گذاشتم و منتظرم که امتحانای بعدیم به شیوه ی ویرانراگانانه بترمالم!!(منظورم همون گند زدن خودمون و ..دن خودتونه)

الهی بی سمپاد بشیم با این سوالای ….ش!

آخه خدا بگم چیکارت نکنه ای طراح مضخرف!
 

اول امتحانا تصمیم گرفتم که واسه امتحانا کتابارو بجوم اما به جاش کتابارو سوزوندم!(مفهمو کلی..میخواستم بزنم رو دست کتاب خوار خودمون)
از امتحان زبان فارسی به لطف اس ام اس های پسرخاله ی گرامی 0.25 نصیبم شد اونم به خاطر بن مضارع خفتن!! اخه روز قبلش بهم اسمیج داد گفت سلام خسبیدی!!؟! تو اون لحظه هرچی فکر کردم نفمیدم منظورش چیه!؟ اما فرداش سر جلسه ی امتحان تا این سوالرو دیدم ناخودآگاه مخم رفت به طرف اس ام اس پسرخاله ی نچندان گرامی و نوشتم خسب!!! (کلیم سر جلسه به خودم و جواب دادنم خندیدیم!)

وقتی اومدم بیرونو فمیدم که درست بوده اس ام اس دادم به پسرخاله و کلی ازش تشکر کردم! آخه باورتون میشه من(اونم من ؟!) 0.25 گرفته باشم!

 

بعد از اینکه با بچه ها اومدیم بیرون رفتیم کوهپایه(اِاِاِه ه ه ..حواسم نبود کوهپایه بستست و پلمپیده:دی …رفتیم مغزه پایینتریه ..اسمشو نیدونم…)کبریت بخریم البته از نوع بی خطرش…

از اونجایی که دیوار کوتاه تر از منم پیدا نمیشه مچبور شدم خودم برم تو  منم داشتم میترکیدم از خنده به یاروو گفتم آقا بی زحمت 4 تا کبریت!
یارووم هی نگاه کرد…هی نگاه کرد..هی بو کرد …هی بو کرد که ببینه ما به سیگاریا می خوریم یا نه..بعد دید نه ما خیلی مثبت تر (زرشک!!!) از این حرفاییم با خنده کبریتا رو تقدیم کرد و ما راه افتادیم!

هر دو قدم یه دونه آتیش به پا کردیم با برگ های زبان فارسی که نگو! توی یکی از خرابه ها چنان آتیشی به پا شد که ما فرارو به قرار ترجیح دادیم و جیم زدیم! همشم می ترسیدیم که فردا تو اخبار اعلام کنن همدان یه آتیش سوزی رخ داده و         نفر کشته داده!!! یعدم پی گیری کنن می فهمن خرابکارا حالشون خیلی خراب بوده و از خودشون آثاری به جا گذاردندو ردپاشون به مدرسه ی فرزانگان رسیده اما بعد از اون از آثار جرم خبری نیست!
اون وقت به جای بی سمپاد شدن بی سمپادیک و ویرانگر می شدیم!

 

 

هنوزم که آثارشو می بینیم خندمون میگیره!(اخه دخترو اینکارا...خجالتم خوب چیزیه!!والا ننه!)

 

بعد از اون امتحان کذایی داشتیم خودمونو واسه امتحان کذایی تر تر تر ریاضی آماده می کردیم اما خبر نداشتیم ایم امتحان کذایی تر تر تر تر تر تر از اون یکیه!!

رفتیم سر جلسه دیدیم به به پاسخ نامه میدن این هوا(                                                  )

اون دوخطیم که خونده بودیم پرید!
 نگو اون هوا پاسخ نامه واسه 10 تا سواله!

بعد ازون سوالای تشریحیو دادن...سواله اولو خوندم گفتم اه اه! این سوالا اصلاً در سطح من  نیستو افت کلاس داره اینارو من(اونم من !؟) حل کنم!!!
به خاطر همینم فقط اون آبداراشو حل کردم که کلاسم نیاد پایین!!

 

نتیجه گیری: در سمپادو با این دانش آموزای نوآفرینش تخته کنن سنگین ترن(!موافقاش دستا بالا!)

میدونین اصلا امروز چرا اومدم بآپم!
راستش من یه وبلاگ دیدم که به نظرم خیلی خیلی باحالو قشنگ اومد(البته جدا از مخکوبو اسرار مگو های سیاه و سپید که تو لینکام هستن و میتونین فیض ببرین)..حالا میخوام به شما معرفیش کنم آخه این وبلاگ
در نظرسنجی انتخاب وبلاگ برتر ماه خرداد شرکت داده شده و خود نویسنده ام دوتا روال  واسه افراد گذاشته که میتونین برینو ببینین اما پیشنهاد میکنم خوندن این وبلاگو از دست ندین!

 

نگارش هذیونیات یک ابله 

 

پ.ن.1: چه حالی نمیده آدم خربزه نخوره و پای لرزش بشینه!!!

پ.ن.2: سعی کردم ناشی ننویسم...(اون نتیجه گیریام نوشتم تا مفهومو بهتر درک کنین!)

پ.ن.3:اگه لولو منمو 100 جدو آبادم توام هلو نیستی با100جدو آبادت

پ.ن.4: این روزا فرجه نبود ارتحال بود...

Medium (Media) Blog طراحي و اجراي قالبهاي حرفه اي سايت ، بلاگ ، پرتال و جوملا! دانلود قالب رايگان Lovely Bear (خرس دوست داشتني) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط ویرانگر
 
 
 
 

سلین دوستای عجوج مجوج و کج و معوج خودم! خوووووووووووووووووووووووووبین ؟! چی کار میکننین با فرا رسیدن امتحانا!!!(مااااااااااااماااااااااااااااااااان …)

چقد می زنین تو سر خودتون مث من؟!

من که خرگون(گون:پسوند شباهت) در گل و لای میان رودخانه ها فرورفته و توان بیرون آمدن از گرداب مشکلات را نیز ندارم

هی خدا!!!

چی می شه یه زلزله ی یه عالمه ریشتری بیاد بزنه مدرسه ی ما رو ویران کنه!؟ (به دور !! بی سمپاد می شیم)

 

چی می شه روز امتحان ریاضی برف(!!!) بیاد مدرسه تعطیل شه سمپاد ضایع شه ما یکم بخندیم!!!
بعد آخر امتحانا بیایم امتحان ریاضی بدیم سمپاد به ما بخنده!!!!

 

چی میشه شب بخوابم صبح پاشم تابستون اومده باشه!ها؟!چی میشه ؟! مگه ماها دل نداریم؟!

 

خب دیگه بستونه!! زیادم جدی نگیرید دردو دلی کودکانه و ویرانگرانه بیش نبود!

از این گوش بشنوید از آن یکی به در کنید و گرنه با ویرانگران سمپادیکی طرف خواهید بود !

 

خود نیز نمی دانیم غرض از آپ کردن امروز چیست و هرچه به مغز سمپادی خود فشار وارد کرده و لگدمالش میکنیم چیزی به بیرون نمی تراوشد! به هر حال ترجیح می دهیم داستان  دوئل های توی راهروی مدرسه رو براتون بگیم اما به شرط این که نخندید ها!

 

طبق معمول زنگ های تفریح:

 

داشتیم وبرانگربازی در می آوردیم و توی راهروی مدرسه دوئل می کردیم!!

می خواین بدونین چیجوری؟ !

 

خب پشت به هم ایستاده و دست راست خود را تفنگ گون می گیریم، با شمارش 1 ،2 ،3 ، سه قدم به جلو رفته و شلیک می کنیم. دراین حین هر کی عشقش بکشه پخش زمین شده و بچه های داغ دار به سمت وی شتافته و می گریند!!!!_تا عشق خود را به شخص مرگ گرفته بیان کننند) دراین حالت گفتن پپپپپپپپپپپپخخخخخخخخخخخخخخخ توسط شخص مرگ گرفته مستحب است(بگین بهتره!!)

 

 

خب حالا بر میگردیم به دوئل اونروز!!!

اونروز طبق معمول دو شخص مورد نظر مرگ گرفته و روی زمین افتاده بودند(یکیشون خود من بودم!!)

که با دیدن لولو(خانم...) ار ترسشون قید مرگ گرفتن را زدند و دبرو که رفتی!!!

به کلاس پناه برده و خود را مشغول صحبت مردن درمورد درسو این چرت و پرتا(!) نشان دادند..

که ناگهان

.

.

.

 لولو در چارچوب در کلاس نمایان شد و با صدای بلند غرید(اینو تیکه اومدم!!اغراق داشت! آخه بیچاره آروم گفت!!): آقای قربانی و خوش فرح به اندازه ی کافی اینجارو طی می کشن شما لازم نسیت در این امر آنها را یاری کنید!!

و کلاس به پرواز دراومد...

 

یه چیز دیگه ام میگم یکم بیشتر بخندین...

اونروز سر کلاس روش تحقیق توی سمعی بصری نشسته بودیم و بچه ها هم مشغول دفاع کردن از تحقیقشون بودن و ماهم....

و ماهم داشتیم بر و بر اونارو می پاییدیم!!
آخه به علت یه سری قضایای حراستی ما تحقیقمون تاخیر داشت و نه مقاله دادیم نه دفاعیه!!!!

 

معلمونم هردفه مییومد سر کلاس یادش نبود که ما تحقیقمون مشکل داشته  و هنوز نه مقاله دادیم...

دوشنبه ام جلسه ی آخر بود و ما برای گرفتن نمره باید هم دفاعیه میدادیم هم مقاله!!!!
اما ندادیم ...

آخرشم معلمه گفت موفق باشید و خب!!!!!!!!!!!
این کلاس همه ی گروها نمرشونو گرفتن!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 

 

چه حالی می ده آدم خربزه بخوره پای لرزش نشینه.مگه نه؟!

 

 

دیگه هیچی واسه گفتن یادم نمیاد جز اینکه دوستتون ندارم!

ببین حالا گریه نکن تورو دوست دارم..ناراحت نشی نظر ندی.... زود نظر بده!

یا حق...بای!



 

Medium (Media) Blog طراحي و اجراي قالبهاي حرفه اي سايت ، بلاگ ، پرتال و جوملا! دانلود قالب رايگان Lovely Bear (خرس دوست داشتني) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط ویرانگر
 
 
 
  سلــــــــام دوستان.خوفید؟؟

ببخشید دیگه چند وقت نبودم میدونم دلتون واسم تنگ شده بود ولی نمی تونستم آپ کنم!!!!!!

چند روز دیگم که امتحاناست و...چه قدر زود گذشت انگار همین ۱شنبه هفته پیش (اول مهر ۱شنبه بود دیگه؟!؟)بود رفتیم کلاس ۱۰۲ ...

نمیدونم چی بنویسم دیگه.شاید با یه آپ باحال دفعه ی بعد اومدم

منتظرم باشیـــــــنا!!!

بابای

 

Medium (Media) Blog طراحي و اجراي قالبهاي حرفه اي سايت ، بلاگ ، پرتال و جوملا! دانلود قالب رايگان Lovely Bear (خرس دوست داشتني) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط کتابخوار
 
 
 
 

سلام سلام سلام سلام و 100 تا سالم به شما دوستان عزیز و جون جونی خودم که انقد لطف دارید به ما ویرانگران(!!!) و میاین تو ویلاگ ما و نظر میدین!

قرار بود کتابخوار عزیز جریان استقبال از آقای احمدی نژاد رو براتون بزنه که به دلیل جریاناتی در مدرسه، ما اصلاً وقت خاروندن کف پامونم نداشتیم و نتونستیم بیایم و بآپیم!

 

اما حالا می بینین که خود را خفه نموده ایم از بس که آپیدیم!

 

خب اونروز ما خیلی زود با شوق دیدن اقای احمدی نژاد خودمون رو به مدرسه رسوندیم و مشتاقانه منتظر اتوبوس ها یا مینی بوس هایی بودیم که مارو به مقصد برسونن،که یک هو مدیر محترمه اعلام کرد که باید با خط 11(پیاده) بریم ما که دلمون می خواست زود به اونجا برسیم و جا بگیریم(!!!) غر غر کردیم...اما مث اینکه راهی به جز تسلیم نمونده بود و مارو مث گله ای بی چوپان به طرف مقر هدایت کردند...ما هم برای مزاح توی راه هرکی و کی میدیدیم داد می زدیم:

 

ما به خواست خودمون اینجاییم!

 

 

توی راه چند تا سوپری دیدیم و به سمتش هجوم بردیم که چندتا بستنی کوفت بنماییم!

اما مث اینکه به علت اومدن رئیس جمهور محترمه(ببخشید منظورم همون محترم بود!) بستنی همه از نوع حصیری و ..مزه بودن!!!! همون جا دیدیم که چند تا از بچه ها توی سوپری قایم شده و قصد جیم زدن کردند...اما ما چون مث س... از بعضی ها می ترسیم تا اونجام رفتیم!!!

 

بالاخره به سالن قدس رسیدیم و داشتیم از این ور کوچه می رفتیم اون ور ،که ملت داهات قصد جونومنو کردن و داشت له و لوردمون می کردن!با مشقت های فراوان به جلوی در رسیدیم اینجا میشه چی؟ بازرسی بدنیشون!!!!

 

خود من یه بمب ساعتی و چند تا دست ساز تو کیفم بود(!!) اما اصلاً پیداشون نکردن!!

نمیدونم چرا فک میکردن که بمب باید تو گوشای ما باشه..کم مونده بود با گوش پاک کن محتویت داخل گوشهای مارو بیرون بیان!!!!(کر کر خنده بود خداوکیلی!!)         

 

رفتیم تو زمین فوتبال که به دست گل کوچیک با مستر احمدی نژاد بزنیمان !! اما افتخار ندادن با ما بازی کنن و برد فنی داشتیم!!!!


اونجا مث زمین فساد شده بود!!!

از این ور کاغذ میرفت اونور از اون ور شماره تلفن میومد اینور!!! ماهم که فوق العاده بچه های خوب و +ی تشریف داریم وسطا نشسته بودیم و دفترای تمرینو دراورده بودیم و ریاضی می حللیدیم!!(اونم چه حلی!! آخرش همش با بستنی شد  یکی!!!)

 

آخرشم قصد جیم شدن کردیم و وسایلو جم و جور کریم که بریم!! همونطور که داشتیم به سمت درب خروجی می رفتیم یه هو چشمای آشنایی رو دیدیم و در حال سکته کردن بودیم!!!
مدیر محترم جلو اومد و ما منتظر فحش و ناسزا بودیم که در کمال تعجب یه صدای آشنا با لهنی(اینطوری می نویسن؟!) نا آشنا شنیدیم که گفت:بچه ها خسته شدین؟! برین ولی باهم برین!!!! ماهم از خدا خواسته 6 نفری اومدیم بیرون و...

 

 

امیدوارم مورد قبول درگاه حق و همچنین شما قرار گرفته باشه!!!

اوی کجا دارین می رین!!! نظر یادتون ننننننننننننننننننننننره ه ه ه ه!

 

 

یاحق!!!خدافــــــــــــــــــــــــــــظ!

 

 

 

 

 

 

 

Medium (Media) Blog طراحي و اجراي قالبهاي حرفه اي سايت ، بلاگ ، پرتال و جوملا! دانلود قالب رايگان Lovely Bear (خرس دوست داشتني) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط ویرانگر
 
 
 
 

                                                                                                                                         NuMbEr OnE

 

 

اولین شماره ی خبرنامه ی خبرگزاری تلسی تاکسیدو چاملی تقدیم میکند..

سپاس باد..

 

 

 

سلام و درود بر شما دانش آموزان جیگر و باحال سمپاد همدان...

 

سپاس باد یزدان بی همتا را که به ما مسئولانی عطا فرمود که برنامه شان همچون تیک تاک ساعت مو لای درزش راه ندارد!!!!

 

شکر خدا که ما را به مدرسه ای هدایت نمود که تمام هزینه های جشنواره ی کیمیاگری را برای کیمیاجویان مکتب خانه مان تقبل نمود!!!.

 

سپاس خدای یکتا را که مدرسه مان را مرکز دبیران نخبه ی شهرمان قرار داد!!!

 

هزاران بار سپاس بی پایان کردگار بخشنده را که ما را به مردسه ای رهنمون کرد که برنامه تست هایمان را طوری قرار داده اند که فشار بچه ها همیشه در حد نرمال می باشد و هیچگاه فشارشان بالا،پایین نرفته و حمام یومیه شان ترک نمی گردد!!!

 

و به اندازه ی اختران کهکشان های ای سمای پهناور ،تعظیم و کرنش نثار سمپاد که هیچ گاه امتحاناتش دانش آموزان را دچار سانحه با برق سه فاز نمی کند.

 

همچنین شصتاد بار درود و سلام بر دبیران عزیزتر از جانمان که درک متقابل را در مقابل ما به معرض نمایش گذاردند. و درود بی پایان بر دانش آموزانی که روی تمام خرزنان عالم را سفید و بلورین نموده اند و در آینده ای نزدیک با اعزام به مسابقات جهانی خرزنان در آستانه ی خلق افتخاری جدید برای کشور و شهرشان می باشند...

 

 

                                                                                            ادامه دارد...

 

                                                                                خبرگزاری تلس تاکسیدو چاملی

 

Medium (Media) Blog طراحي و اجراي قالبهاي حرفه اي سايت ، بلاگ ، پرتال و جوملا! دانلود قالب رايگان Lovely Bear (خرس دوست داشتني) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط ویرانگر
 
 
 
 

 دوستان سمپادی و غیر سمپادی عزیز سلام...حالتون خوبه؟خوشید؟

راستش اندرون این مدرسه ی ما یک عدد خبرگزاری راه افتاده با اندکی سس مخصوص...ماهم با اجازه ی بروبچ خبرنامه ...مقدمه ی کارشونو ازشون گرفتیم که بزنیم تو وبلاگ...یا بچه های آر.اچ.اس همراه باشید...


دوستای عزیز و محترم و نیمه محترمم "سلام،هلو،بونجور یا با هر چیز دیگه ای که راحتین..."

 

دینگ...دانگ...شالاپ...شولوپ...تیک...تاک...دیشدانگ..بنگ...تالاق... ما اومدیم

 

بروبچ باحال خبرگزاری تلسی تاکسیدو چاملی وارد می شوند...

 

بی تعارف می رم سر اصل مطلب. هوا برتون نداره این یه اصل مطلبه دیگه اس که خیلی اتفاقی امر خیره...!!!!

 

خبرگزاری نفره ی ما با نفراتی همچون " R. H. S "و ... در نظر دارد لحظات خوشی را برای شما و خانواده تان رقم بزند.

 

خانواده هاش دیگه چیه؟؟...من نمیدونم سمپاد چقدر باید به خودش بباله که نابغه ای مثل تو رو داره...خب بچه ها میان میخونن، می رن،برای خونواده هاشون تعریف می کن، تا خونواده هاشونم با لطف بنده و جناب عال از فرط خنده و گهگاه گریه و ناگاه توهمات فانتزی پیش آمده ، پس از تعریفمطالب خنده دار،یه توپ دارم قلقلیه رو بخونن. به قول خل و چلای 102 قِل قِل قِل...

 

پس از حالا به بعد یه قول مردونه مدیم و با هم دست یاعلی می دیم( هیچی نشده شدیم علی پروین) تا روزی که خدا خواستو عمری باقی بود، بتونیم بدون توجه به شرایط جوی از قبیل سیل، زلزله،سونامی،تسونامی،دسونامی، چند تا سونامی و... که حتماً بعدها معانی لطیف و پرمغزشو خواهید فهمید،به کارمون ادامه بدیم و بتونیم حقایق رو با زبان آمیخته به طنز و گاه اعتراض و ناگاه" مشایعات "به عرضتون برسونیم تا یکم هم که شده اون کله ی بدبختتونو که معلوم نیست آخرین بار کی بخار حموم بهش خورده رو از تو کتابای فیزیک "خوشخوان" و ریاضی "قلم چی" در آریم بیرون.

 

منتظر خبرای جالبی از    آر.اچ.اس   اعضای خبرگزاری تلسی تاکسی و چاملی باشید....

 

Record Happens Sampad

           


 

 

اینم از این!

خوشتون اومد؟

منتظر کار بعدی باشید

باحق

فعلاً بای بای

Medium (Media) Blog طراحي و اجراي قالبهاي حرفه اي سايت ، بلاگ ، پرتال و جوملا! دانلود قالب رايگان Lovely Bear (خرس دوست داشتني) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط ویرانگر
 
 

pictofxt

Lovely Bear Template

template id : TBF_003 template name : Lovely Bear Template for Blog

sampadic

ویرانگر

http://sampadic.blogfa.com

ویرانگران سمپادی

اینجا همدان است....فریاد ویرانگران سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان...
.
.
.
اما چه فایده که فریادها بیصداست...!؟ سمپادیاش دستا بالا! Professional Web Site Design Center

Template Design Workshop offers professional web templates, flash templates and other web design products available for immediate download. This template also designed by Template Design Workshop design team. You can download free templates for your site, blog, cms or portal. Feel free to contact us about new templates.

ویرانگر,sampadic,http://sampadic.blogfa.com, tbf_003, TBF_003, bear, Lovely Bear Template, template, pink template, pictofxt, blog, blogging, dairy, note, يادداشت, زوزانه, خاطرات, وبلاگ, بلاگ, قالب صورتي, دخترانه, صورتي, دختر دوست داشتني, قالب خرس دوست داشتني, قالب دخترانه Interactive CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World Site Design Studio Professional site design Template Design Studio قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ. Advanced Persian Blog Templates. pictofxt Farsi Blog